X
تبلیغات
رایتل

پیرمرد و غزلهایش

 

پیرمرد از بندر آمده بود با بویی از شرجی ودریا ، مثل روزهایی که در ساختمان قدیمی انتشارات چیچکا به دیدنش می رفتم بشاش وصمیمی ، پیرمرد همیشه روحیه مثال زدنی دارد حتی آنگاه که متفکرانه به فکر فرو رفته است احساس می کنی که لبخندی را پشت تفکر خود پنهان کرده است « محمد علی بهمنی» در عرصه غزل امروز یک چهره آشنا وتاثیر گذار است اورا با مجموعه به یاد ماندنی «گاهی دلم برای خودم تنگ می شود » شناختم والبته در ادامه همکاری با صفحه ادبی « تنفس در هوای » که زیر نظر بهمنی اداره می شد فرصت مراوده بیشتر با این مرد بزرگ را برای من فراهم کرد روزهای زیادی برای دیدنش به ساختمان قدیمی انتشارات چیچکا در سه راه سازمان بندرعباس رفته ام بهمنی در آن اتاق کوچک وصمیمی پذیرای شاعران زیادی بود ... امشب او را بعد از مدتها در میناب دیدم برای شب شعر قبلی وقتی برای دیدنم به خانه آمد به وسعت دریایی که همسایه مان است شرمنده اش شدم والبته فرصت دیدار عزیزش فراهم نشد اما این بار وقتی دوباره اورا در میناب دیدم یاد سالهای گل وخاطره در دلم زنده شد ...پیرمرد غزلهای تازه اش را خواند وجمعیت را به وجد آورد و مرا نیز مورد لطف خویش قرار داد و از چاپ مجموعه ام ابراز خرسندی کرد...

البته در پایان باید به ابراز لطف ومحبت دوستان شاعر مینابی ام هم اشاره کنم آنها به مناسبت چاپ مجموعه ام یک برنامه ویژه را اجرا کردند دست گل همه شان را می بوسم...